poster هرایین//sport/گالری عکس/اس ام اس/wallpaper/
جاودان باد سایه دوستانى که شادى را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل

c8175ygmtev3md28tzz7.jpg

uu6h1vcagws2nupuivlj.jpg

qi6oe9dmff6d34qb2zd2.jpg

7ipu696f8rc7x5wfmbc.jpg

 

 qch55632kousn7gkyacp.jpg

172omxsgtjh2sydu9tjb.jpg

 4jz7q6t4k1k0u1vppvk.jpg

pbhasurfb7ey65p2ar23.jpg

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٤ ] [ ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]

 

 

 پاسی از شب گذشته بود به شاپور دوم ساسانی ، پادشاه ایران زمین گفتند سه مرد کهن سال از جزیره لاوان به دادخواهی آمده اند .
پس از اجازه فرمانروا ، آنها گفتند : اکنون سالهاست تازیان هر از گاهی به جزیره ما یورش آورده و مروارید های صیادان را به یغما می برند ، و اما اینبار علاوه بر مروارید یکی از دختران جزیره را نیز دزده اند که این موجب شده مادر آن دختر بر بستر مرگ باشد و پدرش هم از پی دزدان به دریا رفته و هفته هاست از او هم خبری نیست .
می گویند شاپور برافروخت و رو به سرداران کشور نموده و گفت تا جزایر ایران امن نشده کسی حق استراحت ندارد . همان شب شاپور و لشکریان بر اسب رزم نشسته و به سوی جنوب ایران تاختند . آنها جنوب خلیج فارس را که پس از دودمان اشکانیان رها شده بود را بار دیگر به ایران افزودند و دزدان تبهکار را به زنجیر عدالت کشیده و به ایران آوردند .
به گفته ارد بزرگ اندیشمند ایرانی : فرمانروایی که نتواند جلوی بیداد بزهکاران و چپاولگران را بگیرد شایستگی گرداندن کشور را ندارد .
گفته می شود پس از پاکسازی جنوب ، پادشاه ایران به جزیره لاوان رفت و از آن زن رنجور که همسر و دختر خویش را از دست داده بود دلجویی نموده و پوزش خواست .

 

 

 

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/٢٤ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]

عمق اشتیاق  روزه دار به روایت تاریخ*

  اوه اوه!2 ماه دیگه ماه رمضونه

 بدبختی 1 ماه باید روزه بگیرم

 ای بابا تازه 2 روزه ش گذشته

بالاخره نصفش رفت! افتاد تو سرازیری

 لامصب مگه این 4 روز آخر میگذره؟

 خیلی حیف شده که ماه رمضون تموم شد

 

تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه ،
بعد آقاهه اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره !
منم گفتم : نترس آقا یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟
بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت !
مام سینه خیز اومدیم تا خونه!!!نیشخندنیشخند
 

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ ،ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ

ﺑﺸﻪ؛ ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪticket:

please


ﯾﺎﺭﻭ:ﭼﯽ ﭼﯽ؟

ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ:your ticket

ﯾﺎﺭﻭ:ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺾ

ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ بی شور… !!

ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ:ﻫﻮﯼ؛ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟؟ ﺁﺷﻐﺎﻝ

ﻋﻮﺿﯽ….

ﺷﺨﺺ ﺳﻮﻣﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ:ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ

ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ؟ ﺧﻮﺑﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻤﻠﮑﺖ

ﻏﺮﯾﺒﻪ!!!ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮﺳﺘﯿﻦ

ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ:ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ محمدلبخند

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ] [ ٦:٥٩ ‎ب.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]

خدایا پاکم کن تا تو را با انجام کارهایی که به من سپرده ایی ستایش کنم

مبادا که در خدمت گذاری تو ناشکیبا و دلخسته شوم. این راه آرامشی است ، که بالاتر از درک آدمی است. خدایا بیا و در قلب و ذهن من ساکن شو ، تا وسعت یابند و تمامی آفرینش را در بر گیرند ، تا از هم جدا نباشیم . چرا که ما هم جزئی از آن کل هستیم

چنان پاکم کن تا هستی ام را سراسر وقف تو و خلقت کنم که اسیر رنج و پریشانی است

معبود من ، ضعیف و درهم شکسته ام گرانبار و تنها . تو دریای رحمت و مهری ، گناهان من عظیم است اما رحمت و بخشایش تو بس عظیم تر از گناهان من . به رحمت تو پناه می آورم . مرا پاک گردان تا هنگام قضاوت دیگران رحیم باشم. رحمت تو

همه چیز را زیبا می کند ، هنگامی که می لغزیم

 

خدایا ! با آزمونی رویارو هستم بگذار با ایمان به آنکه پرسشگر تویی

همانگونه که پاسخگو تویی با آن روبرو شوم.من بسیار نادانم ، اما دانش تو بیکران است.

خدایا ! چه چیز هست که تو ندانی؟من در این میان تماشاگری بیش نیستم ، بگذار از این بازی لذت ببرم.

خدایا !

همه چیز طبق خواست تو تحقیق می یابد ،پس چرا من نگران و پریشان باشم ؟

خدایا !مرا قلبی متواضع عطا کن که در سرما و گرما ، تحسین و نکوهش ،

در لذت و درد ، در بیماری و تندرستی ،و در خوشبختی و فلاکت ، شاد باقی بماند.

در قلب کوچک من آتش عظیم عشقت را بیفروز. بگذار

شوقم به سیمای زیبایت هر روز فزونی گیرد.

و مرا یاری کن تا همه چیز را به آغوش پرمهر تو بسپارم.

خدایا !خانه قلب من کوچک است آن را چنان فراخ کن که پذیرای تو باشد.

خانه قلبم ویرانه است‌ ، آن را مرمت کن تا در خور تو شود.

خانه قلبم آلوده است آن را پاک و مطهر گردان.

عمیق ترین آرزوی من زمانی برآورده می شود

که تو همیشه و همیشه در سرای قلبم ساکن شوی

ومن هر روزم را در حضور پر نور تو سپری می کنم .

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٧ ] [ ٦:٥۳ ‎ب.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]

اعراب به ما آموختند بجای خوراک بگوییم "غذا" که خود به ادرار شتر میگویند.

 به نژادآریایی بگوییم "عجم" یعنی نفهم.

برای شمارش خودمان بجای تن از "نفر" استفاده کنیم که برای شتر بکار میبردند.

یجای واق واق سگ بگوییم پارس که نام سرزمینمان است.

بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون آخر آن ایرانیان شکست میخورند،

آیا وقت آن نرسیده فرهنگ خود را از این همه ناآگاهی برهانیم؟

[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ ] [ ٩:٤۱ ‎ب.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]
About

به نام سر فصل همه نامه ها چه آنهایی که نوشته اند و چه آنهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند. یک سلام پررنگ و چند نقطه چین... به علامت جواهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت! به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند. فرض که دلت نخواست!به فرض که حوصله ات نیامد! به فرض که لایقش نبودم! فرض که دوستم نداری! نه خودم نه امیل هایم را!!!! این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست. بی دلیلی هم خودش کلّی دلیل ست. لااقل می گفتی:{این هم که جوابی ننویسند جوابی ست دریغ از همین حرف چه می توان کرد توئی و عزیز کردهء این دل رسوای سرگردان خودم،چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را می گیرد بگذریم...
Blog Categories
 
Blog Custom