poster هرایین//sport/گالری عکس/اس ام اس/wallpaper/
جاودان باد سایه دوستانى که شادى را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند:

- یک پیرزن که در حال مرگ است.
- یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است.
- یک خانم یا آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

شما می‌توانید تنها یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟

دلیل خود را شرح دهید. پیش از اینکه ادامه حکایت را بخوانید شما نیز کمی فکر کنید!

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد:

پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد..

شما باید پزشک را سوار کنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است که می توانید جبران کنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران کنید.

شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار کنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممکن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا کنید..

از دویست نفری که در این آزمون شرکت کردند، شخصی که استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد.

او نوشته بود:



سوئیچ ماشین را به پزشک می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم

[ ۱۳٩٢/٤/٢٩ ] [ ۳:٢٢ ‎ق.ظ ] [ روح اله جعفربگلو ]
About

به نام سر فصل همه نامه ها چه آنهایی که نوشته اند و چه آنهایی که سپید ماندند تا کاغذها سیاه نشوند. یک سلام پررنگ و چند نقطه چین... به علامت جواهایی که هرگز ندادی و یک دقیقه سکوت! به احترام تمام لحظه هایی که در انتظار پاسخ تو مردند. فرض که دلت نخواست!به فرض که حوصله ات نیامد! به فرض که لایقش نبودم! فرض که دوستم نداری! نه خودم نه امیل هایم را!!!! این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست. بی دلیلی هم خودش کلّی دلیل ست. لااقل می گفتی:{این هم که جوابی ننویسند جوابی ست دریغ از همین حرف چه می توان کرد توئی و عزیز کردهء این دل رسوای سرگردان خودم،چه کارش کنم جواب هم ندهی بهانه ات را می گیرد بگذریم...
Blog Categories
 
Blog Custom